شنبه, 01 مهر 1396 - Saturday, 23 September 2017
پورتال شهرداری نجف آباد پورتال شهرداری نجف آباد

عصارخانه اخلاقي

 

عصار خانه اخلاقي :
اين بنا به عنوان و قديمي ترين عصار خانه شهر در مركز بازار واقع شده است و تنها فضاي تيرخانه آن باقي مانده است كه در آن دو  پاچال ، دوتير بزرگ و يك سنگ آسياب با كتيبه اي بسيار زيبا و نفيس از آيه آخر سوره مبارك نون والقلم به تاريخ 1094 ﻫـ . ق و به خط استاد محمد محسن الامامي وجود دارد .
 

asarkhaneh.jpg

عصارخانه اخلاقي ,  نجف آباد

عصارخانه اخلاقي ,  نجف آباد

عصارخانه اخلاقي ,  نجف آباد

عصارخانه آقابزرگ و یا اخلاقی به عنوان بزرگترین و زیباترین نمونه موجود در کشور به دلیل شکل خاص سازه خود و قرار گرفتن در بازار سنتی نجف آباد به عنوان شاخص ترین اثر از میان نمونه های مشابه به شمار می آید. در این اثر نیروی گردشی تولید شده توسط شتران با استفاده از مکانیزم های خاصی، سنگ های آسیاب را به چرخش در آورده و در نتیجه این کار دانه های روغنی در فضای بین دو سنگ عصارخانه خرد و له شده و برای روغن کشی آماده می شوند. در بخش دیگری از عصارخانه ها،پس از لایه لایه کردن مخلوط دانه های روغنی با استفاده از فشار اهرم مانند تیرهای چوبی تقویت شده،روغن این دانه ها جهت مصارف مختلف خوراکی،روشنایی و بهداشتی استخراج می شود. البته در سال‌های اخیر برخی عصارخانه های نجف آباد با اعمال تغییرات خاص و به روز کردن تجهیزات خود به این کار ادامه داده اند ولی در بیشتر موارد به دلیل نبود صرفه اقتصادی امکان ادامه کار این مجموعه ها وجود نداشته و این امر امکان تخریب و تغییر کاربری در آنها را بیش از پیش تقویت کرده است.

 

 

عصار خانه حاج حسن آقا

  عصارخانه ، جلوه ای از هویت فرهنگی
علیرضا مرادی
چکیده

هدف این مقاله بررسی نقش ابنیه و آثار فرهنگی در حفظ هویت فرهنگی است و به همین منظور عصارخانه ها بعنوان یکی از میراث فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته اند . مطالعه عصار خانه ها که در حقیقت کارخانه های روغن گیری در گذشته نه چندان دور بوده اند در آشنائی با این آثار فرهنگی که در سالیان دراز نقش مؤثری در تهیه انواع روغن های گیاهی اعم از خوراکی ، روغن چراغ ، خوراک دام و کود لازم برای کشاورزی بر عهده داشته اند می تواند نقش مؤثری در حفظ  هویت فرهنگی داشته باشد . از آنجا که آثار فرهنگی بعنوان جلوه ای از فرهنگ مادی می تواند تأثیر بسزایی در ارزشها و هویت فرهنگی جامعه داشته باشد ، لزوم حفظ این آثار و میراث فرهنگی بر جای مانده از گذشته ضروری است . در این مقاله به بررسی نظرات اندیشمندان جامعه شناسی در زمینه عناصر و هویت فرهنگی  و همچنین چگونگی فعالیت عصار خانه های نجف آباد پرداخته شده است .
 
کلید واژه ها
فرهنگ ، عصارخانه ، میراث فرهنگی ، هویت فرهنگی.


 
 
 مقدمه
           بر اساس تعریف تایلور در سال 1871 « فرهنگ مجموعه پیچیده ایست که شامل معارف ، معتقدات ، هنر ها ، صنایع ، فنون ، اخلاق ، قوانین ، سنن و بالاخره تمام عادات و رفتار و ضوابطی است که فرد بعنوان عضو جامعه ، از جامعه خود فرا می گیرد و در برابر آن جامعه وظایف و تعهداتی بر عهده دارد». فرهنگ را می توان به فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی تقسیم بندی نمود . فرهنگ مادی به     مجموعه ای از پدیده ها اطلاق می گردد که محسوس و ملموس و قابل اندازه گیری با موازین علمی و کمی است ، مانند فنون ، ابزارهای کاربردی و تولیدی ، وسایل و آثار معماری. فرهنگ غیر مادی به موضوعات و مسائلی گفته می شود که قابل اندازه گیری با موازین کمی نیست و به آسانی نمی توان آنها را مقایسه و ارزیابی نمود ، مانند : معتقدات ، ضوابط خویشاوندی ، زبان ، هنر ، ادبیات و رسوم که در واقع هویت فرهنگی یک جامعه را تشکیل می دهد و بالطبع از دست دادن یا به عاریت گرفتن آن ضایعه ای است که قومیت یک گروه اجتماعی را تهدید می کند . بهم پیوستگی فرهنگ مادی و غیر مادی هر چند به ظاهر مشخص نباشد ، ولی این پیوند و تأثیر، به تدریج و با توجهی اندک بر ملا می شود . به عنوان مثال ویرانی یک قنات نه تنها به بنیه ی اقتصادی و اجتماعی لطمه می زند ، بلکه سنن اعتقادی و باورها ی قومی را نیز دستخوش تزلزل می سازد ( روح الامینی ،1384 : 25-17).
          از سوی دیگر شاین فرهنگ را به سه سطح تقسیم می کند . در سطح ظاهری ، مصنوعات بشر ساز وجود دارد ، در عقبه ی این مصنوعات ، ارزش ها و هنجار های رفتاری نهفته و در عمیق ترین سطح ، هسته ای از باورها و پیش فرض ها  قرار گرفته است  و باور ها و پیش فرض ها ، هسته فرهنگ را شکل می دهند . از منظر اعضای یک فرهنگ ، مجموعه پیش فرض های آنان درست و حقیقی اند و آنچه فرض می کنند و یا باور دارند واقعیت است و نوعاً جای بحث و جدل ندارد . ارزش ها، اصول، اهداف و استاندارد های اجتماعی موجود درون یک فرهنگ هستند که از اهمیت ذاتی برخوردارند . ارزش ها مبنایی برای قضاوت در مورد آنچه درست است و آنچه غلط ، شکل می دهند. بر این اساس از آن ها به عنوان منشور های اخلاقی و معنوی یاد می کنند . هنجار ها به طور تنگاتنگی با ارزش ها گره می خورند . هنجارها قواعد نانوشته ای هستند که به اعضای فرهنگ اجازه می دهند آنچه از آن ها انتظار می رود ، در دامنه ی وسیعی از موقعیت ها بدانند . اعضای یک فرهنگ ، ارزش ها را حفظ و هنجار های فرهنگی را رعایت می کنند ، زیرا باور ها و پیش فرض های بنیادی ، این هنجارها و ارزش ها را حمایت می کنند . هنجار ها و ارزش ها به سهم خود فعالیت هایی را تشویق می کنند که مصنوعات بشر ساز ، سطح ظاهری فرهنگ را تولید می کنند. مصنوعات بشر ساز بسط بیشتر یا نشان دهنده ی هسته فرهنگی مشابهی است که ارزش ها و هنجار ها را حفظ می کند . مصنوعات بشر ساز به عنوان مظاهر هسته فرهنگی است که در سطح ظاهری یک فرهنگ قرار دارند . مصنوعات بشری آثار نمایان و ملموس رفتار متجلی شده در هنجار ها ، ارزش ها و پیش فرض های فرهنگی هستند . طبقه مصنوعات بشر ساز شامل موارد زیر است : اشیاء فیزیکی تولید شده توسط اعضای یک فرهنگ مانند هنر ، ساختمان ها ، لباس و اشیاء مادی . مظاهر کلامی که در زبان نوشتاری و کلامی دیده می شود و شعائر ، آیین و رسوم که مظاهر رفتاری است ( ه ج، 1384: 353-344) .
          تجلی فرهنگ در رفتار ، تنها محدود به رفتار های رسوب بندی شده نیست . به عبارت دیگر ، فرهنگ تنها در غالب رفتار ها ی متضمن معنی و تعیین کننده ی شکل یا شیوه ی رفتار ، متجلی نمی شود ، بلکه فراتر از این ها ، در تغییراتی که انسان در طبیعت ایجاد می کند، نیز بارز می شود . از جمله در ابزار و آثار که آن ها هم معانی را در خود حفظ می کنند . این مجموعه را می توان  «آثار فرهنگی» نام نهاد که شامل ابزار ها نیز می شود. آثار مزبور مادی هستند و به کار عمل می آیند و بعد از خلق بیشتر مادی هستند تا معنوی ، اما همیشه مبین معنائی هستند که در خلق آن ها منظور شده و همیشه وابسته به حوزه ی معنا باقی می مانند ( گرانپایه ، 65:1377).
با توجه به نقش آثار فرهنگی و مصنوعات بشر ساز در حفظ و یا تغییر ارزش ها ، هنجار ها ، پیش فرض ها ، باور ها و هویت فرهنگی اعضای جامعه ، حفظ این آثار و ابنیه فرهنگی از ضرورت های اساسی فرهنگ ملل و اقوام مختلف محسوب می شود. عصارخانه ها یکی از این بناهای فرهنگی به شمار می رود  که طی پانصد سال گذشته نقش مؤثری در روغن کشی از دانه های روغنی داشته که کاربردهای خوراکی، داروئی و صنعتی داشته اند . امروزه بیشتر عصارخانه های کشور تعطیل و یا تخریب شده اند .
در شهر نجف آباد نیز عصارخانه های متعددی وجود داشته که در سال های گذشته نقش مؤثری در تهیه روغن های گیاهی داشته اند و در سالهای اخیر فعالیت خود را با نیروی محرکه  جایگزین موتوری به جای نیروی محرکه حیواناتی چون اسب ، شتر و گاو انجام می دادند . حفظ  عصارخانه ها  می تواند علاوه بر زنده نگه داشتن حرفه عصاری بعنوان میراثی از گذشتگان ، نقش مؤثری در حفظ ارزش ها و هویت فرهنگی مردم محلی و کشور داشته باشد . هدف این پژوهش بررسی نقش این میراث گذشتگان ، بر حفظ هویت فرهنگی و چگونگی عملکرد عصارخانه ها در بستر تاریخ می باشد.
 
 
روش تحقیق     
          در این پژوهش جهت بررسی نقطه نظرات اندیشمندان جامعه شناسی و فرهنگ  و همچنین  بررسی عصارخانه های نجف آباد از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است.
 
هویت فرهنگی
            هر گروه اجتماعی دارای تاریخ ، ضوابط خویشاوندی ، شیوه ی اقتصادی ، مقررات مناسک اعتقادی ، زبان ، ادبیات و هنر مختص بخود می باشد . این خصوصیات که فرهنگ یک جامعه را از جوامع دیگر متمایز می سازد ، معرف شناسنامه فرهنگی آن جامعه است. به عبارت دیگر گذشته تاریخی ، حماسه آباء و اجدادی ، سرزمین نیاکان ، زبان مادری ، باورها و سنت های طایفه ای ، مفاخر ملی، اسوه های دینی، عصیبت های قومی ، هنر و ادبیات موروثی ، « هویت فرهنگی » جامعه را تشکیل می دهد . هر جامعه ای معمولاً در همه جا و همه وقت بر اصالت هویت فرهنگی خود تأکید می کند و می کوشد که با قدرت و غرور مشخصه های این هویت را زنده نگه دارد و از آن دفاع کند.هویت فرهنگی یک جامعه به سه عامل بستگی دارد : تاریخی ، زبانی ، روانشناختی . اهمیت عوامل فوق در موقعیت های تاریخی و اجتماعی مختلف یکسان نیست . هر گاه این عوامل بطور کامل در یک ملت یا فرد وجود نداشته باشد ، هویت فرهنگی ناقص می شود .تلفیق موزون این عوامل یک وضعیت ایده آل است .هر گاه یکی از عوامل مزبور تحت تأثیر قرار گیرد ، شخصیت فرهنگی جمعی یا فردی تغییر می کند و این تغییرات ممکن است تا آنجا ادامه یابد که موجب یک «بحران هویتی » شود ( روح الامینی ، 1384: 112-110) .
          کشور ایران یکی از نخستین زادگاه های تمدن بشری محسوب می شود که بر خلاف بسیاری از تمدن های باستانی دیگر تداوم و پیوستگی حیات را تا به امروز حفظ کرده است . آثار به جا مانده از تمدن های ایلامی ، سومری ، غزنوی ، سلجوقی ، مغولی ، تیموری ، صفوی ، زندیه ، قاجاریه و دیگر تمدن ها مجموعه ی عظیمی را تشکیل می دهد که نه تنها اساس هویت و فرهنگ ملی و دینی ایرانیان محسوب می شود ، بلکه به عنوان بخش مهمی از تمدن و فرهنگ جامعه بشری مورد توجه و علاقه مردمان مختلف جهان است. ایران سرزمینی است پهناور که مردم آن از گروه های مختلف نژادی و قومی تشکیل شده است و هر کدام از آن ها از هویت فرهنگی وتاریخی خاص خود برخوردارند (وارثی ، 85:1384).برای پایداری و بقای فرهنگ ایرانی ، باید به مواریث فرهنگی اهمیت داد . در واقع از مشخصه های فرهنگ ملی ، میراث فرهنگی یک کشور است . زنده نگه داشتن مواریث فرهنگی ، به معنای نادیده گرفتن تحولات جهان امروز نیست ، بلکه مراد از آن ها ارزیابی مجدد این میراث با معیار های تازه و بازیافتن عناصر زنده و دوام پذیر آن است . حفظ و نگه داشتن و توجه به میراث فرهنگی مستلزم شناخت و شناساندن میراث فرهنگی گرانقدر ایران است و مهم ترین عناصر میراث فرهنگی عبارتند از : زبان ، ادب،اندیشه ، فرهنگ عامه ، هنرهای ملی ، مجموعه آثار مکتوب ، اشیاء ، بناها و مکان های تاریخی (گرانپایه ، 1377: 182-181).
          فرهنگ این میراث جهانی بشریت ، در همه مکان ها و همه زمان ها یکسان نیست . هر قاره ای ، هر کشوری ، هر شهری ، دارای ویژگی هایی است که در قاره ، کشور ، شهر و ده دیگر عیناً مانند آن یافت نمی شود . به عبارت دیگر شرایط و مقتضیات جغرافیایی ، تاریخی ، اقتصادی ، خانوادگی ، اعتقادی، زبانی ، سنتی و هنری هر جامعه ای باعث می شود که فرهنگ آن جامعه ، در عین حال که با فرهنگ بشری هماهنگ است ، دارای ویژگی های مختص به خویش باشد و مجموعه ی این ویژگی ها است که هویت فرهنگی هر منطقه و جامعه را مرز بندی می نماید . اگر شناختی به سزا از هویت فرهنگی نداشته باشیم ، سیاست ها ی حفظ و اعتلای قومیت و برنامه ریزی ها و آینده نگری ها بی نتیجه خواهد ماند . به علاوه شناختن و شناساندن هویت فرهنگی بر علاقه مندی و دلبستگی و بازگشت به خویشتن افراد می افزاید و یکی از داروهای مؤثر درمان از خود بیگانگی است (روح الامینی ، 150:1384).
          فرهنگ چند هزار ساله ایران ، آثار و بقایای زندگی گروه ها ، حکومت ها و مردم متفاوتی را حفظ کرده است . تردیدی نیست که هر فرد ایرانی باید وطن خود و آثار دوره های مختلف آن را بهتر بشناسد تا به کار پدران خود در ساختن بناها ، مساجد زیبا ، کاروان سرا ها ، پل ها و هزاران شاهکار دیگر ارج بگذارد و از وجود این آثار به خود ببالد و با تکیه بر این میراث خود را برای ساختن آنچه زیباست و می تواند متعلق به حال و آینده باشد آماده سازد ( وارثی ، 180:1384).      بناهای کهن به عنوان معرف میراث تمدن اقوام و ادوار گذشته ، از دیدگاه های مختلفی مورد توجه است و نگه داری و مرمت می شود . یکی از این دیدگاه ها شناسائی فرهنگ و هویت فرهنگی است . متأسفانه زلزله و سیل و گزند باران و تابش آفتاب و تأسف بارتر طرح های جامع شهری و ایجاد خیابان بلوار مستقیم ، چه بسیار بناهای کهن و بافت های سنتی و تاریخی شهر ها را ویران ساخته و می سازد ( روح الامینی ، 153:1384 ).
عصارخانه
          یکی از احتیاجات بشر از همان دوران اولیه زندگی ، تأمین روشنائی بود تا بوسیله آن خود را از تاریکی برهاند . استفاده از روغن دانه هائی چون خشخاش ، بزرک ، کی کج ، کافشه و کرچک از      زمان های دیرین در سرزمین ایران رایج بود . اگرچه شمع ها از اهمیتی بسزا برخوردار بوده است ، اما شمع جنبه اشرافی داشته و مخصوص دربار ، اعیان و رجال بود و بیشتر در جشن ها و عروسی ها و سایر مراسم خاص استفاده می شد . از سوئی مشعل ها نیز هنگام گردش در شب و بیشتر به صورت چراغ قوه های امروزی مورد استفاده بوده است . عموم مردم در این زمان از روغن های چراغ برای روشنائی منازل استفاده می کردند . این روغن ها به دلیل ارزانی و فراوانی مورد استفاده مردم عادی بوده است . روغن های چراغ در کارخانه های روغن گیری (عصارخانه) تهیه می شد . عصارخانه علاوه بر روغن چراغ و روغن خوراکی که از مواد اولیه گرفته می شد ،  نقش مهمی در تهیه ی خوراک دام ها و کود لازم برای مزارع کشاورزی را به عهده داشته اند . در واقع عصار خانه ها در قدیم به دلیل نوع محصولات تولیدی و کاربرد آن ها ، همانند پالایشگاه های امروزی پر کار بوده اند و حرفه ی عصاری از حرفه های پر اهمیت قدیم بوده است . از سویی با توجه به روشنائی معابر و خانه ها در شب که با استفاده از روغن تولید شده در عصار خانه بوده و با توجه به اهمیت نور و روشنائی در فرهنگ بومی ، عصار خانه ها دارای قداست و اهمیت ویژ ه ای نیز بوده اند ( عباسی ، 1387).
          در تعریف عصارخانه در فرهنگ معین اینچنین بیان شده است که ،عصارخانه جایی است که در آن عصاری می کنند ، محلی که در آن شیره ی انگور یا روغن نباتی می گیرند . عصاری شغل و عمل عصار را می گویند یا دستگاهی است برای روغن کشی ، که مرکب از استوانه ای چوبین به قطر 2 تا 3 متر و ارتفاع یک متر که در زمین نصب می شود . سطح فوقانی استوانه بطور محدب و بشکل قیف تراشیدگی دارد و مطابق دهانه ی پایین استوانه است ، در آن استوانه قرار می دهند . به انتهای تیر رشته ای چرمین می بندند و سر رشته را به گردن اسب یا گاوی که در کنار استوانه ایستاده بندند و اسب یا گاو را به حرکت دورانی وا میدارند. تیر به طور منحنی در داخل استوانه بگردش در می آید و دانه هایی مانند خشخاش ، کنجد ، پنبه و دانه ای روغنی دیگر را در اطراف دهانه ریخته و خرد می کنند  و روغن آن ها را می گیرند . در ته دهانه ی استوانه سوراخی است که انتها ی آن سطح خارجی استوانه است، روغن از آن سوراخ خارج می شود و در ظرفی که زیر آن قرار دارد ذخیره می گردد و وقتی ظرف پر شد آنرا برمی دارند( معین ، 1382 : 2307-2306 ).
            عصارخانه های اصفهان کارگاه هایی بوده اند که به کار روغن کشی از دانه هائی مانند : پنبه     دانه ، هسته تلخ زردآلو ، بزرک ، آفتابگردان ، خشخاش ، کرچک ، منداب ، کیکوج اشتغال داشتند که کاربرد های خوراکی ، داروئی یا صنعتی داشتند . امروزه در اصفهان تنها آثاری از سه عصار خانه باقی مانده که اولی در مقابل "حمام شیخ بهایی" در میانه "محله جماله" به نام "عصارخانه شیخ بهایی" ، دومی در مجاورت آن به نام "عصارخانه درب زنجیر" که سنگ آسیاب آن دارای تاریخ 1010 ﻫ . ق  و نام استاد تقی می باشد و سومی "عصارخانه شاه" در بازار تفنگ سازهاست . فضای اصلی کارگاه عصارخانه شیخ بهائی در عمق 9 متری از کف کوچه قرار دارد. این عصارخانه تا سال 1337ﻫ . ش با نیروی محرکه به روش شتری فعال بوده و پس از آن تا سال  1354 ﻫ . ش با نیروی محرکه جایگزین موتوری ، اما با همان ساختار قبلی فعال بوده است . در فضای اصلی کارگاه در سکوی مدور با ارتفاع تقریبی 60 سانتی متر و قطر تقریبی 3 متر طراحی شده که بر فراز یکی از آن ها سنگی مدور و یکپارچه با ضخامت 50 سانتی متر و قطر 4/1 متر بصورت افقی قرار گرفته که بر روی آن سنگی دیگر با همین مشخصات ، اما با قطر 9/1 متر ، به شافتی که از محور سنگ افقی خارج می شود ، با زاویه 90 درجه در قسمت میانی اش اتصال یافته است . این سنگ قائم همان سنگی است که توسط تیرک هایی با یراق آلات بر بدن شترهای چشم بسته ، متصل می شده و با این ترفند شتر را ساعت ها حول یک نقطه حرکت می دادند ، بی آنکه بداند هر بار از یک مبداء می گذرد و چون چشم بند داشته احساس سرگیجه هم نکند .
 
 
بسی رفتیم ، اما کور رفتیم
شبان روزان ، به گرد خویش گشتیم         گمان کردیم ، راهی دور رفتیم
                                                                                                                       (علی برزگر)    
          البته دریک روز کاری 4 نفر با 4 شتر کار می کردند که هر دو ساعت یک بار ، هردو نفر با شتر همکارش از محوطه کارگاه از شیبی که در ضلع شمالی زیرزمین طراحی شده ، به حیاتی که در ترازی حدوداً 6 متر بالاتر بوده انتقال می یافته که استراحت و تعلیف شتر در فضای باز آن صورت می گرفت . در داخل کارگاه پس از آن که دانه ها در میان دو سنگ قطور آسیاب خرد می شدند ، درسینی های مدوری به قطر 60 سانتی متر همچون خمیری پهن می شدند ، آنگاه سینی ها روی یکدیگر قرار می گرفتند (هر بار ممکن بود تا20 سینی روی یکدیگر جای گیرد) ، سپس در بالای سینی ها سرپوش می آمده که به انتهای تیری حمال و قطور (حدود 1 متر قطر از چوب چنار که طول آن به 15 متر می رسید) وآن هم از دو تکه به هم وصله خورده تشکیل می شده تماس می یافته ، تیر مذکور در تراز فوقانی و از سقف کارگاه آویخته می شد . در حقیقت تیر حمال مذکور همچون یک اهرم ساده مکانیکی ، دارای تکیه گاهی بوده که طول آن به ده قسمت تقسیم می شد، سر دیگر آن ( انتهای بازوی محرک ) ، به زنجیری با وزنه سنگی (حدود یک تن وزن داشته ) اتصال می یافته که با رها شدن وزنه توسط قرقره ای بازوی بلند اهرم ، به سمت بالا هدایت می شد و بازوی کوتاه آن ( متحرک ) به سمت پایین بر روی سر پوش مذکور در تراز فوقانی طبقات سینی ها فشار می آورده که این فشار فوق العاده ناشی از این فرایند باعث می گردید تا عصاره روغنی دانه های له شده ، از طریق لوله ای که درته محفظه حاوی سینی ها بوده ، به خمره ای لعابی و حجیم ( تقریباً 250 لیتر ) هدایت می گردد کارگاه مزبور در یک روز می توانسته حجمی معادل یک چنین خمره ای را روغن کشی کند ( شایسته ؛ قاسمی ، 1383 : 281-280 ) .
          سیستم جالب و در عین حال حساب شده ی عصارخانه ، از نظر مراحل روغن گیری ، نوع اجزاء به کار رفته و سیستم های طراحی شده برای مراحل مختلف کار ، نمونه ای بسیار ملموس و جذاب از پیشرفت علم در عصرهای گذشته بوده است . نوع بنا از نظر مهندسی عمران و فرآیند ها و عملیاتی که در طول مراحل مختلف روغن گیری انجام می شود ، از نظر مهندسی مکانیک ، پیشرفت های این شاخه ِ فنی از علم را در اعصار گذشته نشان می دهد که مورد توجه دانشمندان و گردشگران خارجی نیز بوده است (عباسی ، 1387) .
          نجف آباد  به شهر عصار خانه ها معروف بوده و تعداد 15 عصار خانه داشته است. با توجه به وضعیت زراعتی نجف آباد ، وجود منابع کودی و روشنائی در این شهر احساس می شد که این کار توسط روحانی خیری از شهر اصفهان و با تقاضای مردم نجف آباد انجام شد . سید محمد باقر شفتی یا بید آبادی سنگ بنای یکی از بزرگترین عصارخانه های آن زمان و نجف آباد را پایه گذاری نمود. این بنای بزرگ با سبک معماری خاص ساخته شده است و امروزه به عصارخانه اخلاقی ( بزرگ یا آقا) معروف است ( ایزدی ؛ سرمدی ، 1387: 57 ) که از بزرگترین و پرقدمت ترین عصارخانه ها  واقع در بازار نجف آباد می باشد . این عصار خانه که از آثار عهد شاه عباس کبیر است یکی از قدیمی ترین عصارخانه های ایران به شمار می رود . ساختمان این بنا ، سبک معماری ، اسلوب بنا و محاسبات فنی مهندسی آن ، این بنا را به یکی از مهم ترین عصارخانه های اصفهان و از نفایس این عهد تبدیل کرده است . محاسبات صورت گرفته در ساخت این  بنا ، با توجه به پیشرفت های علمی در آن زمان پیچیده و در نوع بسیار جالب است. همچنین اشیاء و لوازم بسیار ارزشمند و زیبائی در این عصار خانه وجود دارد که گرانبهاترین شیء این گنجینه ی با ارزش ، سنگ حجاری شده ی بسیار نفیسی است که روی آن آیه ی آخر سوره ی مبارکه «القلم» به خط استاد محمد حسن الامامی ، مورخ 1094 هجری قمری، نقش بسته است ( عباسی ، 1387). 
          حجت السلام حاج سید محمد باقر شفتی از بزرگان فقهای اصفهان ، در سال 1175 ﻫ . ق  در نواحی طارم علیا متولد شد و در سال 1260 ﻫ . ق  بدرود حیات گفت . او که از شاگردان بحر العلوم ، کاشف الغطاء و صاحب ریاض بود در اصفهان مورد توجه و ترویج سید محمد مجاهد ، میرزای قمی و حاجی ابراهیم کلباسی قرار گرفت . شفتی در اجرای حدود مصمم بود و معروف است که حد قتل120 نفر را به دست خود اجرای حد شرعی کرد . وی عالمی ثروتمند و سخی بود ، چنانچه یک باب آسیاب در نجف آباد داشت که مستمراً روزی یک تومان اجاره ی  او بود . عصارخانه اخلاقی هنوز در بازار شهر پا بر جاست . این عصار خانه در سال 1246 ﻫ.ق تعمیر گردیده است. آسف در مورد تاریخ تعمیر این عصارخانه بر اساس حروف ابجد، شعری به مضمون زیر سروده است (یزدانی ، 1386:  34- 236).
خواست تا در جهان نجف آباد  که برد روح آن ز روح حزن
طرفه عصارخانه ایش بود  به ز عصارخانه های کهن
شب تاریک خاص و عام شود  از مصابیح روغنش روشن
داد فرمان و گشت فرمانش  بهر تعمیر این بنامذعن
چون تمام این بنای با برکات  شد به تأیید قادر ذوالمن
بهر تاریخ سال اتمامش  آسف این گفت و ختم کرد سخن
می شود روشن این زسین سراج  سدس را کم کنی گر از روغن
          عصاری و روغن کشی از مشاغل مهم نجف آباد در دوران های گذشته بوده است بطوری که بروکش در کتاب «سفری به دربار سلطان صاحب قران » درخصوص وضعیت اقتصادی – اجتماعی ومشاغل نجف آباد در دوران قاجاریه و عصر ناصر الدین شاه می نویسد: « پس از گردش در چند کوچه و خیابان به بازار نجف آباد رسیدیم که بعد از ظهر هم مغازه های آن باز بود و کسبه به کار اشتغال داشتند. قسمت مهمی از صنایع و کاردستی مردم نجف آباد و کسبه ی بازار ، پاک کردن پنبه و ریسندگی آن و رنگرزی بود. کارگاه های رنگرزی هم در بازار نجف آباد فروان بود. پس از بازدید از بازار ، کدخدا پرسید: آیا میل دارید کارخانه روغن کشی نجف آباد را هم مشاهده کنید ؟ جواب ما مثبت بود» ( اسماعیلی ، 1385 : 41).
علاوه بر عصار خانه اخلاقی که در دوره صفویه (1094 ه . ق)بنا شده است ، عصار خانه های حاج نوروز ، سید رضا آیتی ، سید محمود آیتی ، سید نصر ا... ، بابا امین ، شاه آباد ، یاور ، یمانی ،  بابا رضا و اسماعیل نادر از بناهای دوره قاجاریه می باشند . عصار خانه حاج نوروز که امرزه به عصار خانه زمانی معروف است توسط حاج نوروز زمانی ساخته شده است. عصار خانه شاه آباد نیز  به نام عصار خانه بابا محب و عصار خانه یاور را که بانی ساخت آن فتحعلی خان می باشد با نام عصارخانه آخوند شناخته می شوند (خلیلی ، 1386 : 187).
 
روش روغن گیری در عصارخانه
            روش روغن گیری برای همه ی دانه ها به جز در مواردی ، یکسان است . به طور کلی دانه های روغنی خام را ابتدا در زیر سنگ بزرگی به نام « بار مالی » ساییده و نرم می کردند. سپس این دانه های نرم شده را به قسمت دیگری می بردند که دارای سنگ بزرگ آسیابی بوده و این سنگ توسط شتر به حرکت در می آمده است . دانه ها را زیر این سنگ با مقدار معینی آب مخلوط کرده و سنگ را به گردش در می آوردند. پس از ساعتی گردش ، خمیر یکدستی به دست می آمده به نام «گِلِِه » که آماده برای روغن گیری بود . این خمیر توسط شاگرد عصاری در سبد های ضخیم و دایره شکلی به نام  « کوپی » ریخته و به قسمت تیرخانه برده می شد . در فضای تیر خانه گودالی به نام « تیلوه » برای قرار دادن کوپی ها جهت فشار و روغن گیری و گودال دیگری به نام «پاچال» در جلوی آن که حاوی خمره های روغن گیری بود ، قرار داشت و این گونه روغن سرازیر شده از تیلوه به درون خمره ها جاری می شد . پس از چیدن کوپی های مملو از خمیر دانه ها در تیلوه ، ابتدا بوسیله ی تیر کوچکی به نام « کارماله » کمی فشار به کوپی ها می آوردند. سپس چند قطعه چوب قطور گرد به نام «شاگرده» روی هم قرار داده و روی کوپی ها می گذارند و به تدریج تیر بزرگی را که یک سر آن در دیوار قرار گرفته و با دندانه های مخصوص مهار شده است پایین می آورند . پس از چند ساعت سنگ بزرگی به نام «بنه» را بوسیله ی طناب از تیر  بزرگ آویزان می کردند تا فشار بیشتری بر کوپی ها وارد آید و روغن دانه ها بطور کامل گرفته شود . پس از 24 ساعت تیر را به جای اول باز می گرداندند . خمره های پر شده از روغن را به انبار منتقل  و «برزها» را بیرون می آورند. برز همان تفاله و کود بسیار مقوی در امر کشاورزی بود و یا به مصرف دام می رسید ( عباسی ، 1387).
 
جمع بندی و نتیجه گیری
فرهنگ را می توان به فرهنگ مادی و غیر مادی تقسیم نمود که ارتباط دو سویه و تنگاتنگی با یکدیگر دارند .اگر چه ممکن است این پیوند به ظاهر مشخص نباشد اما تغییر در یکی از جنبه های فرهنگ می تواند منشأ تغییرات بسیاری در جنبه های دیگر آن گردد . فرهنگ را می توان به سه سطح ظاهری ، ارزشها و هنجارها و عمیق ترین سطح یعنی باورها و پیش فرض ها تقسیم نمود. آثار فرهنگی بعنوان جلوه ای از مصنوعات بشر ساز که در سطح ظاهری فرهنگ قرار دارد و می تواند ارزشها و هنجارها و پیش فرض های فرهنگ را تحت تأثیر قرار داده و دستخوش تغییر نماید . هر جامعه ای ویژگیهای فرهنگی همچون گذشته تاریخی ، زبان ، باورها و سنت ها ، هنر و ادبیات ، آثار و ابنیه فرهنگی مخصوص به خود را دارد که هویت فرهنگی آن جامعه را تشکیل داده و به نوعی وجه تمایز آن جامعه با جوامع دیگر می باشد و هرگاه هر یک از این عوامل در جامعه ای وجود نداشته باشد یا دچار نقصان گردد هویت فرهنگی آن جامعه آسیب خواهد دید و ناقص می شود .
از جمله آثاری که می تواند بعنوان پشتوانه فرهنگ هر جامعه نقش مؤثری ایفا نماید ، ابنیه تاریخی و فرهنگی همچون مساجد ، پل ها، عصارخانه ها، آسیاب ها، کاروانسراها می باشند . از میان این آثار فرهنگی عصارخانه ها کمتر مورد توجه واقع شده است . عصارخانه ها نقش مؤثری در تهیه روغن های خوراکی ، روغن چراغ خوراک دام و کود لازم برای کشاورزی داشته اند و برای سالهای متمادی منبع تأمین سوخت جهت روشنائی خانه ها و معابر بوده اند. ساختار این پالاشگاه های قدیمی و نوع عملکرد آنها بگونه ای دقیق و علمی طراحی شده است که حفظ و نگهداری از آنها می تواند پشتوانه ای برای فرهنگ قومی وملی محسوب گردد .
نجف آباد از جمله شهرهایی است که دارای عصار خانه های متعدد بوده که تعدادی از این عصار خانه ها همچنان فعال می باشد و با حفظ این اماکن بصورت فعال می توان نسل های کنونی را  با گوشه ای از فعالیت روغن گیری در گذشته آشنا نمود که بعنوان پشتوانه ای فرهنگی در تقویت هویت فرهنگی محلی و ملی تأثیری بسزا داشته باشد . 
برنامه ریزان و سیاست گذاران فرهنگی کشور باید نسبت به مرمت و حفظ آثار فرهنگی و برنامه ریزی در جهت حفاظت از این بناها اقدام نمایند .چه بسیار بناهای فرهنگی در کشور وجود دارد که بدلیل عدم برنامه ریزی و مدیریت صحیح تخریب می گردد و جلوه ای از فرهنگ ملی و محلی از بین می رود . تاریخ پدیده ای غیر قابل تکرار است و با تخریب فضاهای فرهنگی و تاریخی یک قوم گوشه ای از فرهنگ و تاریخ آنان از بین خواهد رفت که غیر قابل بازگشت است . بسیاری از پل ها ، آسیابها ، عصار خانه ها ، برج های کبوتر خانه و سایر بناهای فرهنگی در حال تخریب می باشد که با مدیریت صحیح و حفظ و مرمت این آثار   می توان علاوه بر جذب گردشگر داخلی و خارجی به غنای فرهنگ ملی و محلی اهتمام ورزید که باعث تقویت هویت فرهنگی می گردد . با تخریب و غیر فعال شدن فضاهائی نظیر عصار خانه ها و آسیابها ، مشاغلی همچون عصاری و آسیابانی نیز در گذر زمان فراموش خواهد شد که ضایعه ای عظیم برای فرهنگ کشور محسوب میگردد. با محو شدن این آثار فرهنگی و مشاغل مربوط به آنها پیوند نسلهای کنونی و آینده با گذشته فرهنگی و تاریخی خود گسسته می شود . بدیهی است نسلی که گذشته فرهنگی خود را از دست داده باشد فاقد هویت فرهنگی می گردد و آمادگی پذیرش هر گونه عنصر فرهنگی جدید، که به وی عرضه می شود را دارا است که موجب شکل گیری نسلی بدون هویت می گردد و این نسل با گذشته فرهنگی خود پیوندی ضعیف داشته یا فاقد آن می باشد . بنابر این با حفظ عناصر مادی و معنوی فرهنگ می توان ملتی با پشتوانه قوی فرهنگی داشت که در برابر هجوم عناصر فرهنگی بیگانه و ضد فرهنگ ها مقاوم بوده و بتواند هویت خویش را حفظ نماید .
 
 
 
منابع
اسماعیلی ، محمد. (1385) . آموزش و پرورش شهرستان نجف آباد در بستر تاریخ،اصفهان، -----انتشارات: غزل ، چاپ اول.
ایزدی ، نعمت ا... ؛ سرمدی ، علی محمد . (1387).  زبان خاموش ، نجف آباد ، انتشارات : مهر -------پاینده .
خلیلی،فضل ا... .(1386). قنوات و شبکه آبیاری شهرستان نجف آباد،اصفهان،انتشارات: گلبن.
روح الامینی ، محمود . (1384) . زمینه ی فرهنگ شناسی . تهران ، انتشارات : عطار ، چاپ---------هشتم .
شایسته ، محمود رضا ؛ قاسمی ، منصور. ( 1383) . اصفهان بهشتی کوچک ، اما زمینی ،  ---------اصفهان، نشر: نقش خورشید ، چاپ اول.
عباسی ، اکرم . (1387) . « قصه نون » ، سالنامه شهر من ، نجف آباد ، انتشارات: سیما .
گرانپایه ، بهروز . (1377) . فرهنگ و جامعه ، تهران ، ناشر : شریف ، چاپ اول.
معین ، محمد . ( 1382) . فرهنگ فارسی . تهران ،انتشارات: امیر کبیر ،جلد دوم. 
وارثی ، حمید رضا . (1384) . ((ایرانگردی گام نخست جهان گردی ))، پیمایش، نشر : مرکز ----------آموزش عالی علمی – کاربردی --فرهنگ و هنر 1 اصفهان .
هچ ، ماری جو. (1387) . تئوری سازمان( مدرن ، نمادین – تفسیری و پست مدرن)، ترجمه ----حسن دانائی فرد ، تهران ، نشر : افکار ، چاپ سوم .
یزدانی ، علی . (1386) . زبرجد سقف لیلی پوش ، نجف آباد، نشر تدبیر ، چاپ اول .
________________________________________
دانشجوی دکتری مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه علوم و تحقیقات اصفهان.

مقدمه

  عصارخانه ، جلوه ای از هویت فرهنگی
علیرضا مرادی
چکیده
هدف این مقاله بررسی نقش ابنیه و آثار فرهنگی در حفظ هویت فرهنگی است و به همین منظور عصارخانه ها بعنوان یکی از میراث فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته اند . مطالعه عصار خانه ها که در حقیقت کارخانه های روغن گیری در گذشته نه چندان دور بوده اند در آشنائی با این آثار فرهنگی که در سالیان دراز نقش مؤثری در تهیه انواع روغن های گیاهی اعم از خوراکی ، روغن چراغ ، خوراک دام و کود لازم برای کشاورزی بر عهده داشته اند می تواند نقش مؤثری در حفظ  هویت فرهنگی داشته باشد . از آنجا که آثار فرهنگی بعنوان جلوه ای از فرهنگ مادی می تواند تأثیر بسزایی در ارزشها و هویت فرهنگی جامعه داشته باشد ، لزوم حفظ این آثار و میراث فرهنگی بر جای مانده از گذشته ضروری است . در این مقاله به بررسی نظرات اندیشمندان جامعه شناسی در زمینه عناصر و هویت فرهنگی  و همچنین چگونگی فعالیت عصار خانه های نجف آباد پرداخته شده است .
 
کلید واژه ها
فرهنگ ، عصارخانه ، میراث فرهنگی ، هویت فرهنگی.


 
 
 مقدمه
           بر اساس تعریف تایلور در سال 1871 « فرهنگ مجموعه پیچیده ایست که شامل معارف ، معتقدات ، هنر ها ، صنایع ، فنون ، اخلاق ، قوانین ، سنن و بالاخره تمام عادات و رفتار و ضوابطی است که فرد بعنوان عضو جامعه ، از جامعه خود فرا می گیرد و در برابر آن جامعه وظایف و تعهداتی بر عهده دارد». فرهنگ را می توان به فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی تقسیم بندی نمود . فرهنگ مادی به     مجموعه ای از پدیده ها اطلاق می گردد که محسوس و ملموس و قابل اندازه گیری با موازین علمی و کمی است ، مانند فنون ، ابزارهای کاربردی و تولیدی ، وسایل و آثار معماری. فرهنگ غیر مادی به موضوعات و مسائلی گفته می شود که قابل اندازه گیری با موازین کمی نیست و به آسانی نمی توان آنها را مقایسه و ارزیابی نمود ، مانند : معتقدات ، ضوابط خویشاوندی ، زبان ، هنر ، ادبیات و رسوم که در واقع هویت فرهنگی یک جامعه را تشکیل می دهد و بالطبع از دست دادن یا به عاریت گرفتن آن ضایعه ای است که قومیت یک گروه اجتماعی را تهدید می کند . بهم پیوستگی فرهنگ مادی و غیر مادی هر چند به ظاهر مشخص نباشد ، ولی این پیوند و تأثیر، به تدریج و با توجهی اندک بر ملا می شود . به عنوان مثال ویرانی یک قنات نه تنها به بنیه ی اقتصادی و اجتماعی لطمه می زند ، بلکه سنن اعتقادی و باورها ی قومی را نیز دستخوش تزلزل می سازد ( روح الامینی ،1384 : 25-17).
          از سوی دیگر شاین فرهنگ را به سه سطح تقسیم می کند . در سطح ظاهری ، مصنوعات بشر ساز وجود دارد ، در عقبه ی این مصنوعات ، ارزش ها و هنجار های رفتاری نهفته و در عمیق ترین سطح ، هسته ای از باورها و پیش فرض ها  قرار گرفته است  و باور ها و پیش فرض ها ، هسته فرهنگ را شکل می دهند . از منظر اعضای یک فرهنگ ، مجموعه پیش فرض های آنان درست و حقیقی اند و آنچه فرض می کنند و یا باور دارند واقعیت است و نوعاً جای بحث و جدل ندارد . ارزش ها، اصول، اهداف و استاندارد های اجتماعی موجود درون یک فرهنگ هستند که از اهمیت ذاتی برخوردارند . ارزش ها مبنایی برای قضاوت در مورد آنچه درست است و آنچه غلط ، شکل می دهند. بر این اساس از آن ها به عنوان منشور های اخلاقی و معنوی یاد می کنند . هنجار ها به طور تنگاتنگی با ارزش ها گره می خورند . هنجارها قواعد نانوشته ای هستند که به اعضای فرهنگ اجازه می دهند آنچه از آن ها انتظار می رود ، در دامنه ی وسیعی از موقعیت ها بدانند . اعضای یک فرهنگ ، ارزش ها را حفظ و هنجار های فرهنگی را رعایت می کنند ، زیرا باور ها و پیش فرض های بنیادی ، این هنجارها و ارزش ها را حمایت می کنند . هنجار ها و ارزش ها به سهم خود فعالیت هایی را تشویق می کنند که مصنوعات بشر ساز ، سطح ظاهری فرهنگ را تولید می کنند. مصنوعات بشر ساز بسط بیشتر یا نشان دهنده ی هسته فرهنگی مشابهی است که ارزش ها و هنجار ها را حفظ می کند . مصنوعات بشر ساز به عنوان مظاهر هسته فرهنگی است که در سطح ظاهری یک فرهنگ قرار دارند . مصنوعات بشری آثار نمایان و ملموس رفتار متجلی شده در هنجار ها ، ارزش ها و پیش فرض های فرهنگی هستند . طبقه مصنوعات بشر ساز شامل موارد زیر است : اشیاء فیزیکی تولید شده توسط اعضای یک فرهنگ مانند هنر ، ساختمان ها ، لباس و اشیاء مادی . مظاهر کلامی که در زبان نوشتاری و کلامی دیده می شود و شعائر ، آیین و رسوم که مظاهر رفتاری است ( ه ج، 1384: 353-344) .
          تجلی فرهنگ در رفتار ، تنها محدود به رفتار های رسوب بندی شده نیست . به عبارت دیگر ، فرهنگ تنها در غالب رفتار ها ی متضمن معنی و تعیین کننده ی شکل یا شیوه ی رفتار ، متجلی نمی شود ، بلکه فراتر از این ها ، در تغییراتی که انسان در طبیعت ایجاد می کند، نیز بارز می شود . از جمله در ابزار و آثار که آن ها هم معانی را در خود حفظ می کنند . این مجموعه را می توان  «آثار فرهنگی» نام نهاد که شامل ابزار ها نیز می شود. آثار مزبور مادی هستند و به کار عمل می آیند و بعد از خلق بیشتر مادی هستند تا معنوی ، اما همیشه مبین معنائی هستند که در خلق آن ها منظور شده و همیشه وابسته به حوزه ی معنا باقی می مانند ( گرانپایه ، 65:1377).
با توجه به نقش آثار فرهنگی و مصنوعات بشر ساز در حفظ و یا تغییر ارزش ها ، هنجار ها ، پیش فرض ها ، باور ها و هویت فرهنگی اعضای جامعه ، حفظ این آثار و ابنیه فرهنگی از ضرورت های اساسی فرهنگ ملل و اقوام مختلف محسوب می شود. عصارخانه ها یکی از این بناهای فرهنگی به شمار می رود  که طی پانصد سال گذشته نقش مؤثری در روغن کشی از دانه های روغنی داشته که کاربردهای خوراکی، داروئی و صنعتی داشته اند . امروزه بیشتر عصارخانه های کشور تعطیل و یا تخریب شده اند .
در شهر نجف آباد نیز عصارخانه های متعددی وجود داشته که در سال های گذشته نقش مؤثری در تهیه روغن های گیاهی داشته اند و در سالهای اخیر فعالیت خود را با نیروی محرکه  جایگزین موتوری به جای نیروی محرکه حیواناتی چون اسب ، شتر و گاو انجام می دادند . حفظ  عصارخانه ها  می تواند علاوه بر زنده نگه داشتن حرفه عصاری بعنوان میراثی از گذشتگان ، نقش مؤثری در حفظ ارزش ها و هویت فرهنگی مردم محلی و کشور داشته باشد . هدف این پژوهش بررسی نقش این میراث گذشتگان ، بر حفظ هویت فرهنگی و چگونگی عملکرد عصارخانه ها در بستر تاریخ می باشد.
 
 
روش تحقیق     
          در این پژوهش جهت بررسی نقطه نظرات اندیشمندان جامعه شناسی و فرهنگ  و همچنین  بررسی عصارخانه های نجف آباد از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است.
 
هویت فرهنگی
            هر گروه اجتماعی دارای تاریخ ، ضوابط خویشاوندی ، شیوه ی اقتصادی ، مقررات مناسک اعتقادی ، زبان ، ادبیات و هنر مختص بخود می باشد . این خصوصیات که فرهنگ یک جامعه را از جوامع دیگر متمایز می سازد ، معرف شناسنامه فرهنگی آن جامعه است. به عبارت دیگر گذشته تاریخی ، حماسه آباء و اجدادی ، سرزمین نیاکان ، زبان مادری ، باورها و سنت های طایفه ای ، مفاخر ملی، اسوه های دینی، عصیبت های قومی ، هنر و ادبیات موروثی ، « هویت فرهنگی » جامعه را تشکیل می دهد . هر جامعه ای معمولاً در همه جا و همه وقت بر اصالت هویت فرهنگی خود تأکید می کند و می کوشد که با قدرت و غرور مشخصه های این هویت را زنده نگه دارد و از آن دفاع کند.هویت فرهنگی یک جامعه به سه عامل بستگی دارد : تاریخی ، زبانی ، روانشناختی . اهمیت عوامل فوق در موقعیت های تاریخی و اجتماعی مختلف یکسان نیست . هر گاه این عوامل بطور کامل در یک ملت یا فرد وجود نداشته باشد ، هویت فرهنگی ناقص می شود .تلفیق موزون این عوامل یک وضعیت ایده آل است .هر گاه یکی از عوامل مزبور تحت تأثیر قرار گیرد ، شخصیت فرهنگی جمعی یا فردی تغییر می کند و این تغییرات ممکن است تا آنجا ادامه یابد که موجب یک «بحران هویتی » شود ( روح الامینی ، 1384: 112-110) .
          کشور ایران یکی از نخستین زادگاه های تمدن بشری محسوب می شود که بر خلاف بسیاری از تمدن های باستانی دیگر تداوم و پیوستگی حیات را تا به امروز حفظ کرده است . آثار به جا مانده از تمدن های ایلامی ، سومری ، غزنوی ، سلجوقی ، مغولی ، تیموری ، صفوی ، زندیه ، قاجاریه و دیگر تمدن ها مجموعه ی عظیمی را تشکیل می دهد که نه تنها اساس هویت و فرهنگ ملی و دینی ایرانیان محسوب می شود ، بلکه به عنوان بخش مهمی از تمدن و فرهنگ جامعه بشری مورد توجه و علاقه مردمان مختلف جهان است. ایران سرزمینی است پهناور که مردم آن از گروه های مختلف نژادی و قومی تشکیل شده است و هر کدام از آن ها از هویت فرهنگی وتاریخی خاص خود برخوردارند (وارثی ، 85:1384).برای پایداری و بقای فرهنگ ایرانی ، باید به مواریث فرهنگی اهمیت داد . در واقع از مشخصه های فرهنگ ملی ، میراث فرهنگی یک کشور است . زنده نگه داشتن مواریث فرهنگی ، به معنای نادیده گرفتن تحولات جهان امروز نیست ، بلکه مراد از آن ها ارزیابی مجدد این میراث با معیار های تازه و بازیافتن عناصر زنده و دوام پذیر آن است . حفظ و نگه داشتن و توجه به میراث فرهنگی مستلزم شناخت و شناساندن میراث فرهنگی گرانقدر ایران است و مهم ترین عناصر میراث فرهنگی عبارتند از : زبان ، ادب،اندیشه ، فرهنگ عامه ، هنرهای ملی ، مجموعه آثار مکتوب ، اشیاء ، بناها و مکان های تاریخی (گرانپایه ، 1377: 182-181).
          فرهنگ این میراث جهانی بشریت ، در همه مکان ها و همه زمان ها یکسان نیست . هر قاره ای ، هر کشوری ، هر شهری ، دارای ویژگی هایی است که در قاره ، کشور ، شهر و ده دیگر عیناً مانند آن یافت نمی شود . به عبارت دیگر شرایط و مقتضیات جغرافیایی ، تاریخی ، اقتصادی ، خانوادگی ، اعتقادی، زبانی ، سنتی و هنری هر جامعه ای باعث می شود که فرهنگ آن جامعه ، در عین حال که با فرهنگ بشری هماهنگ است ، دارای ویژگی های مختص به خویش باشد و مجموعه ی این ویژگی ها است که هویت فرهنگی هر منطقه و جامعه را مرز بندی می نماید . اگر شناختی به سزا از هویت فرهنگی نداشته باشیم ، سیاست ها ی حفظ و اعتلای قومیت و برنامه ریزی ها و آینده نگری ها بی نتیجه خواهد ماند . به علاوه شناختن و شناساندن هویت فرهنگی بر علاقه مندی و دلبستگی و بازگشت به خویشتن افراد می افزاید و یکی از داروهای مؤثر درمان از خود بیگانگی است (روح الامینی ، 150:1384).
          فرهنگ چند هزار ساله ایران ، آثار و بقایای زندگی گروه ها ، حکومت ها و مردم متفاوتی را حفظ کرده است . تردیدی نیست که هر فرد ایرانی باید وطن خود و آثار دوره های مختلف آن را بهتر بشناسد تا به کار پدران خود در ساختن بناها ، مساجد زیبا ، کاروان سرا ها ، پل ها و هزاران شاهکار دیگر ارج بگذارد و از وجود این آثار به خود ببالد و با تکیه بر این میراث خود را برای ساختن آنچه زیباست و می تواند متعلق به حال و آینده باشد آماده سازد ( وارثی ، 180:1384).      بناهای کهن به عنوان معرف میراث تمدن اقوام و ادوار گذشته ، از دیدگاه های مختلفی مورد توجه است و نگه داری و مرمت می شود . یکی از این دیدگاه ها شناسائی فرهنگ و هویت فرهنگی است . متأسفانه زلزله و سیل و گزند باران و تابش آفتاب و تأسف بارتر طرح های جامع شهری و ایجاد خیابان بلوار مستقیم ، چه بسیار بناهای کهن و بافت های سنتی و تاریخی شهر ها را ویران ساخته و می سازد ( روح الامینی ، 153:1384 ).
عصارخانه
          یکی از احتیاجات بشر از همان دوران اولیه زندگی ، تأمین روشنائی بود تا بوسیله آن خود را از تاریکی برهاند . استفاده از روغن دانه هائی چون خشخاش ، بزرک ، کی کج ، کافشه و کرچک از      زمان های دیرین در سرزمین ایران رایج بود . اگرچه شمع ها از اهمیتی بسزا برخوردار بوده است ، اما شمع جنبه اشرافی داشته و مخصوص دربار ، اعیان و رجال بود و بیشتر در جشن ها و عروسی ها و سایر مراسم خاص استفاده می شد . از سوئی مشعل ها نیز هنگام گردش در شب و بیشتر به صورت چراغ قوه های امروزی مورد استفاده بوده است . عموم مردم در این زمان از روغن های چراغ برای روشنائی منازل استفاده می کردند . این روغن ها به دلیل ارزانی و فراوانی مورد استفاده مردم عادی بوده است . روغن های چراغ در کارخانه های روغن گیری (عصارخانه) تهیه می شد . عصارخانه علاوه بر روغن چراغ و روغن خوراکی که از مواد اولیه گرفته می شد ،  نقش مهمی در تهیه ی خوراک دام ها و کود لازم برای مزارع کشاورزی را به عهده داشته اند . در واقع عصار خانه ها در قدیم به دلیل نوع محصولات تولیدی و کاربرد آن ها ، همانند پالایشگاه های امروزی پر کار بوده اند و حرفه ی عصاری از حرفه های پر اهمیت قدیم بوده است . از سویی با توجه به روشنائی معابر و خانه ها در شب که با استفاده از روغن تولید شده در عصار خانه بوده و با توجه به اهمیت نور و روشنائی در فرهنگ بومی ، عصار خانه ها دارای قداست و اهمیت ویژ ه ای نیز بوده اند ( عباسی ، 1387).
          در تعریف عصارخانه در فرهنگ معین اینچنین بیان شده است که ،عصارخانه جایی است که در آن عصاری می کنند ، محلی که در آن شیره ی انگور یا روغن نباتی می گیرند . عصاری شغل و عمل عصار را می گویند یا دستگاهی است برای روغن کشی ، که مرکب از استوانه ای چوبین به قطر 2 تا 3 متر و ارتفاع یک متر که در زمین نصب می شود . سطح فوقانی استوانه بطور محدب و بشکل قیف تراشیدگی دارد و مطابق دهانه ی پایین استوانه است ، در آن استوانه قرار می دهند . به انتهای تیر رشته ای چرمین می بندند و سر رشته را به گردن اسب یا گاوی که در کنار استوانه ایستاده بندند و اسب یا گاو را به حرکت دورانی وا میدارند. تیر به طور منحنی در داخل استوانه بگردش در می آید و دانه هایی مانند خشخاش ، کنجد ، پنبه و دانه ای روغنی دیگر را در اطراف دهانه ریخته و خرد می کنند  و روغن آن ها را می گیرند . در ته دهانه ی استوانه سوراخی است که انتها ی آن سطح خارجی استوانه است، روغن از آن سوراخ خارج می شود و در ظرفی که زیر آن قرار دارد ذخیره می گردد و وقتی ظرف پر شد آنرا برمی دارند( معین ، 1382 : 2307-2306 ).
            عصارخانه های اصفهان کارگاه هایی بوده اند که به کار روغن کشی از دانه هائی مانند : پنبه     دانه ، هسته تلخ زردآلو ، بزرک ، آفتابگردان ، خشخاش ، کرچک ، منداب ، کیکوج اشتغال داشتند که کاربرد های خوراکی ، داروئی یا صنعتی داشتند . امروزه در اصفهان تنها آثاری از سه عصار خانه باقی مانده که اولی در مقابل "حمام شیخ بهایی" در میانه "محله جماله" به نام "عصارخانه شیخ بهایی" ، دومی در مجاورت آن به نام "عصارخانه درب زنجیر" که سنگ آسیاب آن دارای تاریخ 1010 ﻫ . ق  و نام استاد تقی می باشد و سومی "عصارخانه شاه" در بازار تفنگ سازهاست . فضای اصلی کارگاه عصارخانه شیخ بهائی در عمق 9 متری از کف کوچه قرار دارد. این عصارخانه تا سال 1337ﻫ . ش با نیروی محرکه به روش شتری فعال بوده و پس از آن تا سال  1354 ﻫ . ش با نیروی محرکه جایگزین موتوری ، اما با همان ساختار قبلی فعال بوده است . در فضای اصلی کارگاه در سکوی مدور با ارتفاع تقریبی 60 سانتی متر و قطر تقریبی 3 متر طراحی شده که بر فراز یکی از آن ها سنگی مدور و یکپارچه با ضخامت 50 سانتی متر و قطر 4/1 متر بصورت افقی قرار گرفته که بر روی آن سنگی دیگر با همین مشخصات ، اما با قطر 9/1 متر ، به شافتی که از محور سنگ افقی خارج می شود ، با زاویه 90 درجه در قسمت میانی اش اتصال یافته است . این سنگ قائم همان سنگی است که توسط تیرک هایی با یراق آلات بر بدن شترهای چشم بسته ، متصل می شده و با این ترفند شتر را ساعت ها حول یک نقطه حرکت می دادند ، بی آنکه بداند هر بار از یک مبداء می گذرد و چون چشم بند داشته احساس سرگیجه هم نکند .
 
 
بسی رفتیم ، اما کور رفتیم
شبان روزان ، به گرد خویش گشتیم         گمان کردیم ، راهی دور رفتیم
                                                                                                                       (علی برزگر)    
          البته دریک روز کاری 4 نفر با 4 شتر کار می کردند که هر دو ساعت یک بار ، هردو نفر با شتر همکارش از محوطه کارگاه از شیبی که در ضلع شمالی زیرزمین طراحی شده ، به حیاتی که در ترازی حدوداً 6 متر بالاتر بوده انتقال می یافته که استراحت و تعلیف شتر در فضای باز آن صورت می گرفت . در داخل کارگاه پس از آن که دانه ها در میان دو سنگ قطور آسیاب خرد می شدند ، درسینی های مدوری به قطر 60 سانتی متر همچون خمیری پهن می شدند ، آنگاه سینی ها روی یکدیگر قرار می گرفتند (هر بار ممکن بود تا20 سینی روی یکدیگر جای گیرد) ، سپس در بالای سینی ها سرپوش می آمده که به انتهای تیری حمال و قطور (حدود 1 متر قطر از چوب چنار که طول آن به 15 متر می رسید) وآن هم از دو تکه به هم وصله خورده تشکیل می شده تماس می یافته ، تیر مذکور در تراز فوقانی و از سقف کارگاه آویخته می شد . در حقیقت تیر حمال مذکور همچون یک اهرم ساده مکانیکی ، دارای تکیه گاهی بوده که طول آن به ده قسمت تقسیم می شد، سر دیگر آن ( انتهای بازوی محرک ) ، به زنجیری با وزنه سنگی (حدود یک تن وزن داشته ) اتصال می یافته که با رها شدن وزنه توسط قرقره ای بازوی بلند اهرم ، به سمت بالا هدایت می شد و بازوی کوتاه آن ( متحرک ) به سمت پایین بر روی سر پوش مذکور در تراز فوقانی طبقات سینی ها فشار می آورده که این فشار فوق العاده ناشی از این فرایند باعث می گردید تا عصاره روغنی دانه های له شده ، از طریق لوله ای که درته محفظه حاوی سینی ها بوده ، به خمره ای لعابی و حجیم ( تقریباً 250 لیتر ) هدایت می گردد کارگاه مزبور در یک روز می توانسته حجمی معادل یک چنین خمره ای را روغن کشی کند ( شایسته ؛ قاسمی ، 1383 : 281-280 ) .
          سیستم جالب و در عین حال حساب شده ی عصارخانه ، از نظر مراحل روغن گیری ، نوع اجزاء به کار رفته و سیستم های طراحی شده برای مراحل مختلف کار ، نمونه ای بسیار ملموس و جذاب از پیشرفت علم در عصرهای گذشته بوده است . نوع بنا از نظر مهندسی عمران و فرآیند ها و عملیاتی که در طول مراحل مختلف روغن گیری انجام می شود ، از نظر مهندسی مکانیک ، پیشرفت های این شاخه ِ فنی از علم را در اعصار گذشته نشان می دهد که مورد توجه دانشمندان و گردشگران خارجی نیز بوده است (عباسی ، 1387) .
          نجف آباد  به شهر عصار خانه ها معروف بوده و تعداد 15 عصار خانه داشته است. با توجه به وضعیت زراعتی نجف آباد ، وجود منابع کودی و روشنائی در این شهر احساس می شد که این کار توسط روحانی خیری از شهر اصفهان و با تقاضای مردم نجف آباد انجام شد . سید محمد باقر شفتی یا بید آبادی سنگ بنای یکی از بزرگترین عصارخانه های آن زمان و نجف آباد را پایه گذاری نمود. این بنای بزرگ با سبک معماری خاص ساخته شده است و امروزه به عصارخانه اخلاقی ( بزرگ یا آقا) معروف است ( ایزدی ؛ سرمدی ، 1387: 57 ) که از بزرگترین و پرقدمت ترین عصارخانه ها  واقع در بازار نجف آباد می باشد . این عصار خانه که از آثار عهد شاه عباس کبیر است یکی از قدیمی ترین عصارخانه های ایران به شمار می رود . ساختمان این بنا ، سبک معماری ، اسلوب بنا و محاسبات فنی مهندسی آن ، این بنا را به یکی از مهم ترین عصارخانه های اصفهان و از نفایس این عهد تبدیل کرده است . محاسبات صورت گرفته در ساخت این  بنا ، با توجه به پیشرفت های علمی در آن زمان پیچیده و در نوع بسیار جالب است. همچنین اشیاء و لوازم بسیار ارزشمند و زیبائی در این عصار خانه وجود دارد که گرانبهاترین شیء این گنجینه ی با ارزش ، سنگ حجاری شده ی بسیار نفیسی است که روی آن آیه ی آخر سوره ی مبارکه «القلم» به خط استاد محمد حسن الامامی ، مورخ 1094 هجری قمری، نقش بسته است ( عباسی ، 1387). 
          حجت السلام حاج سید محمد باقر شفتی از بزرگان فقهای اصفهان ، در سال 1175 ﻫ . ق  در نواحی طارم علیا متولد شد و در سال 1260 ﻫ . ق  بدرود حیات گفت . او که از شاگردان بحر العلوم ، کاشف الغطاء و صاحب ریاض بود در اصفهان مورد توجه و ترویج سید محمد مجاهد ، میرزای قمی و حاجی ابراهیم کلباسی قرار گرفت . شفتی در اجرای حدود مصمم بود و معروف است که حد قتل120 نفر را به دست خود اجرای حد شرعی کرد . وی عالمی ثروتمند و سخی بود ، چنانچه یک باب آسیاب در نجف آباد داشت که مستمراً روزی یک تومان اجاره ی  او بود . عصارخانه اخلاقی هنوز در بازار شهر پا بر جاست . این عصار خانه در سال 1246 ﻫ.ق تعمیر گردیده است. آسف در مورد تاریخ تعمیر این عصارخانه بر اساس حروف ابجد، شعری به مضمون زیر سروده است (یزدانی ، 1386:  34- 236).
خواست تا در جهان نجف آباد  که برد روح آن ز روح حزن
طرفه عصارخانه ایش بود  به ز عصارخانه های کهن
شب تاریک خاص و عام شود  از مصابیح روغنش روشن
داد فرمان و گشت فرمانش  بهر تعمیر این بنامذعن
چون تمام این بنای با برکات  شد به تأیید قادر ذوالمن
بهر تاریخ سال اتمامش  آسف این گفت و ختم کرد سخن
می شود روشن این زسین سراج  سدس را کم کنی گر از روغن
          عصاری و روغن کشی از مشاغل مهم نجف آباد در دوران های گذشته بوده است بطوری که بروکش در کتاب «سفری به دربار سلطان صاحب قران » درخصوص وضعیت اقتصادی – اجتماعی ومشاغل نجف آباد در دوران قاجاریه و عصر ناصر الدین شاه می نویسد: « پس از گردش در چند کوچه و خیابان به بازار نجف آباد رسیدیم که بعد از ظهر هم مغازه های آن باز بود و کسبه به کار اشتغال داشتند. قسمت مهمی از صنایع و کاردستی مردم نجف آباد و کسبه ی بازار ، پاک کردن پنبه و ریسندگی آن و رنگرزی بود. کارگاه های رنگرزی هم در بازار نجف آباد فروان بود. پس از بازدید از بازار ، کدخدا پرسید: آیا میل دارید کارخانه روغن کشی نجف آباد را هم مشاهده کنید ؟ جواب ما مثبت بود» ( اسماعیلی ، 1385 : 41).
علاوه بر عصار خانه اخلاقی که در دوره صفویه (1094 ه . ق)بنا شده است ، عصار خانه های حاج نوروز ، سید رضا آیتی ، سید محمود آیتی ، سید نصر ا... ، بابا امین ، شاه آباد ، یاور ، یمانی ،  بابا رضا و اسماعیل نادر از بناهای دوره قاجاریه می باشند . عصار خانه حاج نوروز که امرزه به عصار خانه زمانی معروف است توسط حاج نوروز زمانی ساخته شده است. عصار خانه شاه آباد نیز  به نام عصار خانه بابا محب و عصار خانه یاور را که بانی ساخت آن فتحعلی خان می باشد با نام عصارخانه آخوند شناخته می شوند (خلیلی ، 1386 : 187).
 
روش روغن گیری در عصارخانه
            روش روغن گیری برای همه ی دانه ها به جز در مواردی ، یکسان است . به طور کلی دانه های روغنی خام را ابتدا در زیر سنگ بزرگی به نام « بار مالی » ساییده و نرم می کردند. سپس این دانه های نرم شده را به قسمت دیگری می بردند که دارای سنگ بزرگ آسیابی بوده و این سنگ توسط شتر به حرکت در می آمده است . دانه ها را زیر این سنگ با مقدار معینی آب مخلوط کرده و سنگ را به گردش در می آوردند. پس از ساعتی گردش ، خمیر یکدستی به دست می آمده به نام «گِلِِه » که آماده برای روغن گیری بود . این خمیر توسط شاگرد عصاری در سبد های ضخیم و دایره شکلی به نام  « کوپی » ریخته و به قسمت تیرخانه برده می شد . در فضای تیر خانه گودالی به نام « تیلوه » برای قرار دادن کوپی ها جهت فشار و روغن گیری و گودال دیگری به نام «پاچال» در جلوی آن که حاوی خمره های روغن گیری بود ، قرار داشت و این گونه روغن سرازیر شده از تیلوه به درون خمره ها جاری می شد . پس از چیدن کوپی های مملو از خمیر دانه ها در تیلوه ، ابتدا بوسیله ی تیر کوچکی به نام « کارماله » کمی فشار به کوپی ها می آوردند. سپس چند قطعه چوب قطور گرد به نام «شاگرده» روی هم قرار داده و روی کوپی ها می گذارند و به تدریج تیر بزرگی را که یک سر آن در دیوار قرار گرفته و با دندانه های مخصوص مهار شده است پایین می آورند . پس از چند ساعت سنگ بزرگی به نام «بنه» را بوسیله ی طناب از تیر  بزرگ آویزان می کردند تا فشار بیشتری بر کوپی ها وارد آید و روغن دانه ها بطور کامل گرفته شود . پس از 24 ساعت تیر را به جای اول باز می گرداندند . خمره های پر شده از روغن را به انبار منتقل  و «برزها» را بیرون می آورند. برز همان تفاله و کود بسیار مقوی در امر کشاورزی بود و یا به مصرف دام می رسید ( عباسی ، 1387).
 
جمع بندی و نتیجه گیری
فرهنگ را می توان به فرهنگ مادی و غیر مادی تقسیم نمود که ارتباط دو سویه و تنگاتنگی با یکدیگر دارند .اگر چه ممکن است این پیوند به ظاهر مشخص نباشد اما تغییر در یکی از جنبه های فرهنگ می تواند منشأ تغییرات بسیاری در جنبه های دیگر آن گردد . فرهنگ را می توان به سه سطح ظاهری ، ارزشها و هنجارها و عمیق ترین سطح یعنی باورها و پیش فرض ها تقسیم نمود. آثار فرهنگی بعنوان جلوه ای از مصنوعات بشر ساز که در سطح ظاهری فرهنگ قرار دارد و می تواند ارزشها و هنجارها و پیش فرض های فرهنگ را تحت تأثیر قرار داده و دستخوش تغییر نماید . هر جامعه ای ویژگیهای فرهنگی همچون گذشته تاریخی ، زبان ، باورها و سنت ها ، هنر و ادبیات ، آثار و ابنیه فرهنگی مخصوص به خود را دارد که هویت فرهنگی آن جامعه را تشکیل داده و به نوعی وجه تمایز آن جامعه با جوامع دیگر می باشد و هرگاه هر یک از این عوامل در جامعه ای وجود نداشته باشد یا دچار نقصان گردد هویت فرهنگی آن جامعه آسیب خواهد دید و ناقص می شود .
از جمله آثاری که می تواند بعنوان پشتوانه فرهنگ هر جامعه نقش مؤثری ایفا نماید ، ابنیه تاریخی و فرهنگی همچون مساجد ، پل ها، عصارخانه ها، آسیاب ها، کاروانسراها می باشند . از میان این آثار فرهنگی عصارخانه ها کمتر مورد توجه واقع شده است . عصارخانه ها نقش مؤثری در تهیه روغن های خوراکی ، روغن چراغ خوراک دام و کود لازم برای کشاورزی داشته اند و برای سالهای متمادی منبع تأمین سوخت جهت روشنائی خانه ها و معابر بوده اند. ساختار این پالاشگاه های قدیمی و نوع عملکرد آنها بگونه ای دقیق و علمی طراحی شده است که حفظ و نگهداری از آنها می تواند پشتوانه ای برای فرهنگ قومی وملی محسوب گردد .
نجف آباد از جمله شهرهایی است که دارای عصار خانه های متعدد بوده که تعدادی از این عصار خانه ها همچنان فعال می باشد و با حفظ این اماکن بصورت فعال می توان نسل های کنونی را  با گوشه ای از فعالیت روغن گیری در گذشته آشنا نمود که بعنوان پشتوانه ای فرهنگی در تقویت هویت فرهنگی محلی و ملی تأثیری بسزا داشته باشد . 
برنامه ریزان و سیاست گذاران فرهنگی کشور باید نسبت به مرمت و حفظ آثار فرهنگی و برنامه ریزی در جهت حفاظت از این بناها اقدام نمایند .چه بسیار بناهای فرهنگی در کشور وجود دارد که بدلیل عدم برنامه ریزی و مدیریت صحیح تخریب می گردد و جلوه ای از فرهنگ ملی و محلی از بین می رود . تاریخ پدیده ای غیر قابل تکرار است و با تخریب فضاهای فرهنگی و تاریخی یک قوم گوشه ای از فرهنگ و تاریخ آنان از بین خواهد رفت که غیر قابل بازگشت است . بسیاری از پل ها ، آسیابها ، عصار خانه ها ، برج های کبوتر خانه و سایر بناهای فرهنگی در حال تخریب می باشد که با مدیریت صحیح و حفظ و مرمت این آثار   می توان علاوه بر جذب گردشگر داخلی و خارجی به غنای فرهنگ ملی و محلی اهتمام ورزید که باعث تقویت هویت فرهنگی می گردد . با تخریب و غیر فعال شدن فضاهائی نظیر عصار خانه ها و آسیابها ، مشاغلی همچون عصاری و آسیابانی نیز در گذر زمان فراموش خواهد شد که ضایعه ای عظیم برای فرهنگ کشور محسوب میگردد. با محو شدن این آثار فرهنگی و مشاغل مربوط به آنها پیوند نسلهای کنونی و آینده با گذشته فرهنگی و تاریخی خود گسسته می شود . بدیهی است نسلی که گذشته فرهنگی خود را از دست داده باشد فاقد هویت فرهنگی می گردد و آمادگی پذیرش هر گونه عنصر فرهنگی جدید، که به وی عرضه می شود را دارا است که موجب شکل گیری نسلی بدون هویت می گردد و این نسل با گذشته فرهنگی خود پیوندی ضعیف داشته یا فاقد آن می باشد . بنابر این با حفظ عناصر مادی و معنوی فرهنگ می توان ملتی با پشتوانه قوی فرهنگی داشت که در برابر هجوم عناصر فرهنگی بیگانه و ضد فرهنگ ها مقاوم بوده و بتواند هویت خویش را حفظ نماید .
 
 
 
منابع
اسماعیلی ، محمد. (1385) . آموزش و پرورش شهرستان نجف آباد در بستر تاریخ،اصفهان، -----انتشارات: غزل ، چاپ اول.
ایزدی ، نعمت ا... ؛ سرمدی ، علی محمد . (1387).  زبان خاموش ، نجف آباد ، انتشارات : مهر -------پاینده .
خلیلی،فضل ا... .(1386). قنوات و شبکه آبیاری شهرستان نجف آباد،اصفهان،انتشارات: گلبن.
روح الامینی ، محمود . (1384) . زمینه ی فرهنگ شناسی . تهران ، انتشارات : عطار ، چاپ---------هشتم .
شایسته ، محمود رضا ؛ قاسمی ، منصور. ( 1383) . اصفهان بهشتی کوچک ، اما زمینی ،  ---------اصفهان، نشر: نقش خورشید ، چاپ اول.
عباسی ، اکرم . (1387) . « قصه نون » ، سالنامه شهر من ، نجف آباد ، انتشارات: سیما .
گرانپایه ، بهروز . (1377) . فرهنگ و جامعه ، تهران ، ناشر : شریف ، چاپ اول.
معین ، محمد . ( 1382) . فرهنگ فارسی . تهران ،انتشارات: امیر کبیر ،جلد دوم. 
وارثی ، حمید رضا . (1384) . ((ایرانگردی گام نخست جهان گردی ))، پیمایش، نشر : مرکز ----------آموزش عالی علمی – کاربردی --فرهنگ و هنر 1 اصفهان .
هچ ، ماری جو. (1387) . تئوری سازمان( مدرن ، نمادین – تفسیری و پست مدرن)، ترجمه ----حسن دانائی فرد ، تهران ، نشر : افکار ، چاپ سوم .
یزدانی ، علی . (1386) . زبرجد سقف لیلی پوش ، نجف آباد، نشر تدبیر ، چاپ اول .
________________________________________
دانشجوی دکتری مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه علوم و تحقیقات اصفهان.

تمام حقوق این پایگاه محفوظ و متعلق به شهرداری نجف آباد می باشد .
نجف آباد - خیابان امام(ره) ٫ ساختمان مرکزی شهرداری _کدپستی:14661_85146
تلفن : 3-03142640041 ارتباطات مردمی:137-سامانه ارسال پیامک:30001360